5 روز تا دستیاری

نوشته شده توسط :خانم دکتر تمام وقت
جمعه 31 فروردین 1397-12:49 ب.ظ

یادمه اول دبیرستان که بودم بعد از امتحان ریاضی خیلی ناجوری که دادیم و واسه من یه شوک بزرگ بود انقدر که به خنده و گریه های هیستریکم تبدیل شد که برام قابل جلوگیری نبود...کم کم براضطرابم غلبه کردم...البته غلبه ای که بعد ها فهمیدنم نشان از شدتش داشت...چیزی که نمیتونستم کنترلش کنم و به پس ذهنم فرستادمش تا انکارش کنم...وقتی تو دوران دانشجویی حرکات عجیب و اضطرابای وحشتناک بچه ها مثلا غش کردن...استفراغ کردن رفتارای غیر معمول رو دیدم تعجب می کردم که چطور نمیتونن خودشونو کنترل کنن...ولی حالا خودم کم کم حس میکنم ممکنه هر لحظه عقلمو از دست بدم





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox